
دلم گرفته اسمون
نمی تونم گريه کنم
شکنجه می شم از خودم
نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها
رو سينه من اومده
آخ داره باورم می شه
خنده به ما نيومده
دلم گرفته اسمون
از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی
يه عمره که دربه درم
حتی صدای نفسم
می گه که توی قفسم
من واسه اتيش زدن
يه کوله بار شب بسم
دلم گرفته اسمون
يه کم منو حوصله کن
نگو زدست روزگار
يه خورده کمتر گله کن
منو به بازی می گيرن
عقربه های ساعتم
برگه تقويم می کنه
لحظه به لحظه لعنتم
اهای زمين يه لحظه تو نفس نزن
بذار تا آروم بگيره يه ادم شکسته تن
نوشته شده توسط پرنده در جمعه 24 خرداد1387 ساعت 0:44 موضوع | لینک ثابت

میخوام برای چشمات
ستاره قربونی کنم
برای شام مهتاب
شهر رو چراغونی کنم
میخوام میون دستات
دستامو نقاشی کنم
برای با تو بودن
عشقمو حکاکی کنم
میخوام برای فردا
یه آسمون بسازیم
به نیت دلامون
برای هم ببازیم
میخوام صدای بارون
تو لحظه جون بگیره 
شاید دلای خسته
با این آروم بگیره
میخوام دوباره گم شم
تو فکر با تو بودن
چه رویا قشنگی
رویای با تو بودن

پیوندتان مبارک

نوشته شده توسط پرنده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387 ساعت 22:0 موضوع | لینک ثابت

الهی که چشمات به راهی بمونه
فقط جغد شومی رو بومت بخونه
الهی که دستات بشه تشنه ی گل
نمونه تو سختی براتون تحمل
بیاد روزگاری که تنها بمیری
فقط وقت مرگ قدر من رو بدونی
الهی تو غربت یه عمری بسوزی
به شیب جاده همش چشم بدوزی
الهی که شبهات بشه بی ستاره
حریر خیالت بشه پاره پاره
یکی هم نباشه که حالت بپرسه
بمیری بپوسی توی غم و غصه
در آرزوهات بشه فقل و بسته
بخشکن گلاتون همه دسته دسته
الهی به بستر بیفته عزیزت
پس از مرگ یارت بیادش طبیبت
تو اونی که هرجا قدم بر می داری
همیشه به روی دلی پا میذاری
نخواستی بدونی تو قدر دلم رو
چه آسون شکستی دل عاقلم رو
واست گریه من دیگه بی امونه
دل از درد عشقت یه دریای خونه
خدا شاهدم بود که دل داده بودم
به امید عشقت همش ساده بودم
نوشته شده توسط پرنده در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 18:57 موضوع | لینک ثابت

بهار فصل شادی،فصل شکوفه و فصل تامل در آفرینش خداست طبیعت بار دیگر زنده شد و طراوت و سرسبزی همه جا را گرفت .این قدرت لایتناهی خداوند است ،این زنده شدن دوباره زمین نشان از آن دارد که هنوز جای امیدی هست وهنوز خداوند به انسانها امید دارد.انسانهایی که جهانی را به تباهی کشانده اند که اگر امیدی نبود زنده شدن و مردن طبیعت دیگر معنی پیدا نمی کرد.بهار،عشق ،صفا ، صمیمیت و صداقت را بهمراه خود برایمان می آورد .
بار الهی در این آغازین روزها از آغازین فصل سال از تو می خواهم که ملت ما را در شمار خشنودترین . منزه ترین و نیک بخت ترین ملتی قرار ده که از گناه و معاصی و از آفات دهر ایمن و از سنات سلامت بدار.
بار الهی این سال را همان سالی قرار ده که همه منتظر آنیم.....
آمین یا رب العالمین
نوشته شده توسط پرنده در جمعه 2 فروردین1387 ساعت 17:46 موضوع | لینک ثابت
خودمو گول میزدم تویه دورنگی
نمیخواستم ببینم یه دل سنگی
میدیدم داشتی یواش یواش میرفتی
اما خواستم خوش باشی توی زرنگی
هی میگفتم دلخوشه فردا میمونم
واسه خوندن تو بودی تنها بهونم
هی میگفتم به خودم همش خیاله
همه این حرفا یه شوخیه میدونم
تو چشات برقی نبود مثل گذشته
تازه فهمیدم ازاین حرفا گذشته

خوابيدی بدون لالايی و قصه
بگير آسوده بخواب بی درد و غصه
ديگه کابوس زمستون نمی بينی
توی خواب گلای حسرت نمی چينی
ديگه خورشيد چهرتو نمی سوزونه
جای سيلي های باد روش نمی مونه
ديگه بيدار نمی شی با نگرونی
يا با ترديد که بری يا که بمونی
رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگلو زير پا گذاشتی
اينجا قهرن سينه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمی تونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای ديگه
اونجا که خدا برات لالايی می گه
می دونم می بينمت يه روز دوباره
توی دنيايی که آدمک نداره
نوشته شده توسط پرنده در سه شنبه 28 اسفند1386 ساعت 1:18 موضوع | لینک ثابت
تمام اون تحقیرها ،تمام اون حرفها و رفتارها باعث شد که دیگه نخوامت.... می خوام بگم منو از قفس رها کنه ،از زندان نجاتم بده ،می خوام بگم یه کاری کنه تا بتونم دوباره بخندم یعنی از ته دل بخندم چون راستش خیلی وقته که به زور می خندم . خدایا خودت میدونی که کم تحمل شدم ،بی حوصله شدم ،بی تاب شدم .خدایا دلم میخواد محکم بغلم کنی و دست توی موهام بکشی آخه خیلی وقته که سردمه و فقط و فقط می خوام تو بغل تو گرم بشم ،دلم می خواد سرمو روی شونه هات بذارم و های های گریه کنم. خدایا دلم تنهای تنهای تنها به حال خودم می سوزه فقط خودم نه اون ،دلم به حال خودم می سوزه که چرا سرنوشتم این شد؟چرا با آبروم بازی شد؟ چرا ؟چرا؟چرا؟.... میدونم که نشستی اون بالا و حق رو به حق دار میرسونی و میدونمم که گفتی ببخش تا ببخشمت اما من نمی خوام ببخشم ،نه خودشو نه دورو بریاشو که همونا بودن که منو بازیچه دست خودشون کردن و کاری که اونا با من کردن با معذرت و خواهش قابل بخشش نیست. آدم کینه ایی نیستم اما جایی که با زندگیم بازی بشه نمی تونم ادای آدمایی رو در بیارم که خیلی بخشنده هستن.

بود و نبودت واسه من فرقی نداره بعد ازاین
منم مثل خودت میشم یه بی وفا حالا ببین
ببین تو هیچ آیینه ای نذاشتی آبرو برام
عاشقم کردی که بگم من بی تو هیچی نمی خوام
دوباره مهربون میشی تا میبینی هوا پسه
اما دیگه چیزی نگو،هرچی دروغ گفتی بسه
از این به بعد درست مثل یه آدم آهنی میشم
قصه تموم شده حالا منم که رفتنی میشم
بود و نبودت واسه من فرقی نداره بعد ازاین
بذار که رک و راست بگم ،دیگه نمی خوامت همین
آی . . . !
با شما هستم !
اين درها را باز کنيد . . . !
من به دنبال فضائی می گردم
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرايی . . .
که در آنجا نفسی تازه کنم
آه . . .
می خواهم فرياد بلندی بکشم
که صدايم به شما هم برسد !
من به فرياد
همانند کسی
. که نيازی به تنفس دارد
. مشت می کوبد بر در
. پنجه می سايد بر پنجره ها
محتاجم !
من هوارم را سر خواهم داد !
چارهء درد مرا بايد اين داد کند !
از شما
خفته ی چند
چه کسی می آيد با من فرياد کند ؟

من در این دار فنا ازحد بدر خواهم گریست
از تمام خلق عالم بیشتر خواهم گریست
ناله و اه از دل شوریده چون نی می کشم
روزها تا شام وشب ها تا سحر خواهم گریست
می شود جاری ز دیده هر زمانی سیل اشک
در تمام عمر هر شب تا سحر خواهم گریست
یک دمی آرام ننشینم بسان آبشار
دم به دم با ناله از پا تا به سر خواهم گریست
چون ندیدم هیچ یکرنگی از این خلق دو رنگ
از غم این خلق از حق بی خبر خواهم گریست
نوشته شده توسط پرنده در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت 20:0 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
تقدیم به مجید و مریم عزیزم:
تو اونی که هرجا قدم بر می داری.....همیشه به روی دلی پا میذاری.....
میدیدم داشتی یواش یواش میرفتی....اما خواستم خوش باشی توی زرنگی.....
نفرین کدام آدم آورد مرا ؟هی کرد حساب و هی کم آورد مرا.....
شيشه ی دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهی سرد پرپر مي شود.....
ای خدا کمکم کن که جز تو کسی را ندارم
تو از همونا هستی که به قول یارو گفتنی صبح ها که از خواب پا میشی نقاب به صورت میزنی
بارها با نگاهت صحبت کردم ،یادت هست ،اما دریغ و صد آاااه...که نمیدانستم چشم هایت نا شنوایند....
درباره وبلاگ
میخوام از قصه تنهائی بگم ......
میخوام از غرور و خودخواهی بگم .....
تو قفس نشسته بودیم دوتامون....
قفسی قد تموم آسمون....
فهرست اصلی
دوستان
دنیای اس ام اس عاشقانه
جک+اس ام اس
بهترین SMS هاازبهترین پسر اهوازی
اس ام اس برای SMS
بی تو............
دل نوشته های یک دختر 16 ساله
من و تو عشقولانه
عاشقانه های دو کبوتر
هر کجا هستم باشم..آسمان مال من است
چندتا عکس و دو کلمه حرف حساب
سرزمین عشق
تبسم
کاخ گلی
ملموس نمودن معارف
ابلیس من
ق آخرین حرف عشق
بنام تکنوازنده تارهای محبت
عشق بی عشق
دختر آسمان
عشق یعنی درد و دل یعنی صفا
خاطرات بارانی
تنهای تنها
خواستن تو
عشق فقط خدا
دختر.پسر.مرد.زن.همه و همه
سرک کشیدن از همه جا
پسری که همیشه تنهاست
Lovely Love
راز ابدی
خانه ی آخر
وبلاگ کوچولوی من
امید و محیا
کابوس تبعید
تا جمعه ی ظهور
چشمان خیس من
عشق از دید عاشق
مرکز جدید ترین آفلاین ها
اندکی صبر سحر نزدیک است
دفتر عشق
قلب عاشق من
قلب آتشی+2
آن مرد زیر باران خواهد آمد
نفرین به تو وعشق تو
به دنبال چه هستی؟!!
دانلود موزیک
نوشته های پیشین